به گزارش مدیاتی:اگر از بازیهایی که مسیر مشخص و از پیش تعیینشده دارند خسته شدهاید، احتمالاً بهدنبال تجربههایی هستید که آزادی عمل بیشتری در اختیار شما بگذارند. بسیاری از بازیهای آفلاین پیسی بهجای روایت کاملاً خطی، دنیایی باز یا ساختاری غیرخطی ارائه میکنند که در آن بازیکن میتواند مسیر خود را انتخاب کند. در ادامه با چند نمونه از بهترین بازیهای آفلاین کامپیوتر آشنا میشویم که برای طرفداران آزادی در گیمپلی گزینههای جذابی محسوب میشوند.
بهترین عناوین آفلاین PC برای طرفداران جهانهای باز و غیرخطی
خط مستقیم شما را خسته میکند؟ از اینکه بازی دائماً بگوید کجا بروید و چه کاری انجام دهید خسته شدهاید؟ بعضی از ما به مسیرهای فرعی نیاز داریم؛ به گم شدن در دنیا، به ساختن داستانی که مخصوص خودمان باشد. بازیهای خطی مثل یک فیلم خوباند، اما گاهی دلمان میخواهد خودمان نویسنده ماجرا باشیم. در ویجیاتو اینبار سراغ دوازده بازی آفلاین پیسی رفتهایم که به شما میگویند: آزادید! هر جا میخواهید بروید، هر کاری دلتان میخواهد بکنید و هر شخصیتی که میخواهید باشید. اگر از راهروهای تنگ و مأموریتهای اجباری خسته شدهاید، با ما همراه باشید.
Skyrim

Skyrim را میتوان پادشاه جهانهای باز دانست؛ نه بهخاطر وسعت نقشهاش، بلکه بهخاطر آزادی بیحدوحصرش. بعد از فرار از اعدام، بازی خیلی آرام پیشنهاد میدهد که به فلان شهر بروید، اما هیچکس مجبورَتان نمیکند. میتوانید دقیقاً به سمت مخالف حرکت کنید، وارد یک غار شوید، یک گروه دزد را از بین ببرید، طلسم تازه یاد بگیرید و هیچ ارتباطی هم با داستان اصلی نداشته باشید. صدها کوئست فرعی، هزاران کتاب قابلخواندن و کوهستانهایی که فقط برای تماشا از آنها بالا میروید، در انتظار شماست.
لحظهای که بعد از پنجاه ساعت بازی تازه به یاد میآورید که یک مأموریت اصلی هم وجود داشته، همان نقطهای است که میفهمید Skyrim دقیقاً برای چه کسانی ساخته شده است. هر بازیکن داستان خودش را دارد: یکی رهبر صنف دزدان میشود، یکی خانهساز حرفهای، یکی شکارچی اژدها. همانطور که میدانید، خط اصلی داستان در این بازی فقط یک پیشنهاد مودبانه است، نه قانون.
The Witcher 3: Wild Hunt

The Witcher 3 هم جهانباز است، اما فرمول آزادی آن متفاوت عمل میکند. شما گرالت هستید و باید یِنی را پیدا کنید، اما دنیای بازی چنان پر از ماجراجوییهای جانبی است که صدها ساعت بدون نزدیک شدن به داستان اصلی گذشت میکند. هر اعلانات کنار هر روستا، چند داستان تازه برایتان دارد. خبری از مأموریتهای تکراری مانند جمع کردن پوست گرگ نیست؛ اینجا با داستانهای عاشقانه، تلخ، بامزه و گاهی حیرتانگیز روبهرو میشوید.
میتوانید ساعتها فقط در مسیرهای کوهستانی اسکلِیگ با قایق گشت بزنید، کارتهای گوئنت جمع کنید یا غارهای تاریک ویلهن را کشف کنید. هر قدمی که روی نقشه برمیدارید، احتمالاً به یک داستان تازه ختم میشود. برای کسانی که از خطی بودن بیزارند، ویچر ۳ یک بهشت کامل است.
Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2 سمفونی آزادی است. storyline طولانی دارد اما هیچوقت به شما اصرار نمیکند که «الآن وقت فلان مأموریت است». میتوانید روزها فقط اسبسواری کنید، ماهی بگیرید، شکار کنید یا در یک سالن محلی پوکر بازی کنید. جهان زنده بازی دائماً به رفتار شما واکنش نشان میدهد؛ ممکن است به یک مسافر کمک کنید و هفته بعد داستانش را در روزنامه بخوانید.
چند ساعت که بگذرد، متوجه میشوید عجلهای برای پیشبرد داستان ندارید. میخواهید با اسبتان از کوهها بالا بروید، چادر بزنید و فقط غروب آفتاب داکوتا را تماشا کنید. ردد ۲ به شما احترام میگذارد؛ یعنی بهخوبی میداند که خودتان میدانید چطور از پنجاه ساعت محتوای وسیع آن لذت ببرید.
Grand Theft Auto V

GTA V لوسسانتوس را تبدیل به بزرگترین زمین بازی ممکن کرده است. داستان سهشخصیتی دارد، اما «زندگی دوم» در این شهر همان چیزی است که شما را میگیرد. میتوانید فقط رانندگی کنید، کسبوکار راه بیندازید، در باشگاه والیبال شرکت کنید یا در مسابقات تریاتلون بجنگید. مأموریتهای جانبی آنقدر متنوعاند که اصلاً ممکن است داستان اصلی را فراموش کنید.
لحظهای که میفهمید یک ماه است با مایکل وارد مأموریت اصلی نشدهاید، همان لحظهای است که میفهمید GTA V شما را تبدیل به شهروند لوسسانتوس کرده است. برای عاشقان جهانهای غیرخطی، این بازی چیزی شبیه یک دنیای بیپایان است.
Elden Ring

Elden Ring شاید چالشبرانگیزترین بازی این فهرست باشد، اما در آزادی، کسی به پایش نمیرسد. بازی شما را در سرزمینهای میانی رها میکند؛ بدون نشانه، بدون راهنما، بدون اینکه بگوید «از اینجا برو». هر غاری یک رئیس دارد، هر مسیر به منطقهای متفاوت میرسد و هر انتخاب میتواند سختتر یا آسانتر باشد.
برای کسی که از خطی بودن فراری است، Elden Ring مثل یک نفس تازه است. مسیر درست وجود ندارد. شما خودتان مسیر میسازید. این احترام به قضاوت بازیکن همان چیزی است که الدن رینگ را خاص میکند.
Cyberpunk 2077

Cyberpunk 2077 پس از آپدیتها تبدیل شد به یک جهان باز پر از مأموریتهای غنی. شما V هستید؛ یک مزدور در نایتسیتی. سه منطقه بزرگ و صدها فعالیت جانبی. میتوانید وارد درگیری پلیسی شوید، ماشین بدزدید یا فقط با موتور از میان خیابانهای نئونزده عبور کنید.
هیچ خط اجباری وجود ندارد؛ میتوانید روی پشتبام بایستید و غروب نارنجی نایتسیتی را تماشا کنید. تصمیم اینکه بعدش چه کنید، کاملاً با خود شماست.
Fallout: New Vegas

Fallout: New Vegas دنیایی برای انتخابهای بینهایت است. بازی شما را وسط صحرا رها میکند و هر جناح داستان خودش را دارد. هیچچیز سیاه یا سفید نیست؛ هیچ انتخاب «درست» یا «غلط» وجود ندارد. جهان به تصمیمهای شما واکنش نشان میدهد، مهم نیست چقدر عجیب یا غیرمنتظره باشند.
در نیو وگاس، تنها خط واقعی، همان خطی است که خودتان روی نقشه میکشید.
Minecraft

Minecraft داستان ندارد، مأموریت ندارد، هیچ اجباری در کار نیست. فقط شما هستید و یک دنیای مکعبی که باید خودتان برایش هدف تعریف کنید. بسازید، سفر کنید، بجنگید یا اصلاً کاری نکنید. برای کسی که از بازیهای خطی متنفر است، ماینکرفت حکم یک جهان موازی بیانتها را دارد.
Mount & Blade II: Bannerlord

Bannerlord شما را وسط یک جهان جنگزده میاندازد. هیچ مسیر مشخصی برایتان تعریف نمیکند؛ میتوانید تاجر باشید، راهزن شوید، ارتش تشکیل دهید یا پادشاهی بسازید. هر انتخاب شما روی نقشه، سیاست و قدرت تأثیر میگذارد.
برای کسی که از هدایت نویسنده بیزار است، بنرلرد یک رویای تحققیافته است.
Divinity: Original Sin 2

این بازی نقشآفرینی نوبتی آزادی عمل عجیب و غریبی دارد. تقریباً هر کاری ممکن است: میتوانید هر NPC را بکشید، قفل هر در را بشکنید و هر مسئلهای را با دهها روش مختلف حل کنید. هیچ راه «درست» وجود ندارد و بازی به خلاقیت شما احترام میگذارد.
Hitman 3

در ظاهر یک بازی مخفیکاری است، اما در عمل یک سندباکس کامل. هدف مشخص است اما روش انجام کاملاً انتخاب شماست. میتوانید با لباس مبدل بروید، از پشتبام حمله کنید، قربانی را مسموم کنید یا صدها روش دیگر را امتحان کنید.
Outer Wilds

شاید غیرخطیترین بازی این لیست باشد. هر ۲۰ دقیقه جهان ریست میشود و تنها چیزی که نگه میدارید «دانش» است. هر بار تصمیم میگیرید کجا بروید و چه رازی را کشف کنید. داستان را خودتان میسازید؛ از کنار هم گذاشتن سرنخهای کوچک روی سیارهها.









