به گزارش مدیاتی:در زمانی نهچندان دور، سفر دور دنیا در هشتاد روز رؤیایی بزرگ به نظر میرسید؛ اما امروز جهان چنان با شتابی سرسامآور پیش میرود که فاصلهها دیگر با روز و ماه سنجیده نمیشوند، بلکه با سرعت نور اندازه گرفته میشوند. فناوری، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و شبکههای جهانی هر روز مرزهای تازهای را جابهجا میکنند و کشورها را با خود به آیندهای سریعتر از تصور گذشته میبرند.
وقتی جهان با سرعت نور میتازد؛ ۸۰ روز دوری از دنیا
در این میان، بسیاری از ایرانیها احساس میکنند در سکویی ایستادهاند که قطار جهان با شتاب از کنارش عبور میکند. محدودیتهای ارتباطی، موانع اقتصادی و فاصله از جریانهای اصلی فناوری و دانش باعث شده شکافی شکل بگیرد که هر روز عمیقتر به نظر میرسد. نتیجه، حس دور شدن از جهانی است که با سرعتی بیوقفه در حال تغییر است؛ جهانی که اگر با آن همگام نشویم، هر روز دورتر از دسترس ما قرار میگیرد.
فیلیاس فاگ، قهرمان رمان مشهور «دور دنیا در ۸۰ روز» اثر ژول ورن، با دوستانش شرطی عجیب میبندد: او میخواهد در مدت تنها هشتاد روز کره زمین را دور بزند. سفرش را از لندن آغاز میکند؛ از اروپا به مصر میرود، سپس راهی یمن و هند میشود، از سنگاپور و چین عبور میکند، به ژاپن میرسد و از آنجا راه آمریکا را در پیش میگیرد تا سرانجام دوباره به لندن بازگردد. در میان این سفر پرماجرا، در هند نیز عاشق میشود و داستانش رنگی انسانیتر میگیرد.
اما سفر فیلیاس فاگ در رمان ژول ورن تنها یک ماجراجویی سرگرمکننده نیست؛ این روایت معنایی نمادین نیز در خود دارد. جهان در حال کوچکتر شدن بود و فناوریهای تازه، فاصلهها را کوتاهتر میکردند. آنچه پیشتر ناممکن به نظر میرسید یا سالها زمان میبرد، با ظهور فناوریهای قرن نوزدهمی مانند کشتی بخار، قطار و بالن میتوانست در کمتر از سه ماه انجام شود. چنین سفری نمادی از ورود انسان به قلب عصر انقلاب صنعتی بود؛ عصری که امکان شناخت بهتر جهان و مردمانش را فراهم میکرد و پیوندهای تازهای میان انسانها میساخت؛ از دوستی و همدلی گرفته تا عشق.
ژول ورن نویسندهای آیندهنگر بود و نگاهش از زمانه خود جلوتر میرفت؛ اما شاید حتی او هم نمیتوانست تصور کند که بیش از یک قرن پس از مرگش، جایی در جهان داستانی دیگر شکل بگیرد: داستان کشوری که به جای نزدیکتر شدن به جهان، در حال فاصله گرفتن از آن است. اگر ورن امروز زنده بود، شاید به جای روایت «دور دنیا در ۸۰ روز»، داستان دیگری مینوشت؛ روایتی از «دور شدن از دنیا در ۸۰ روز» — حکایتی طولانی و فرساینده از فاصله گرفتن از جهانی که هر روز بیش از پیش به هم متصل میشود.
در رمان ژول ورن، سفر هشتادروزه نشانه شتاب جهان مدرن و پیروزی فناوری بر فاصلههاست؛ اما در ایران امروز، همین عدد به استعارهای از انزوای دیجیتال بدل شده است. در حالی که جهان در دهکدهای دیجیتال و بهشدت بههمپیوسته زندگی میکند، شهروندان ایرانی برای سادهترین دسترسی به اینترنت جهانی، برای برقراری ارتباط، ادامه فعالیت حرفهای و همگام شدن با جریان پرشتاب علم و فناوری، ناچارند با محدودیتها، سهمیهبندیها و استثناهای متعدد روبهرو شوند.
امروز، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، بر اساس شمارشها و با تأیید بهروزرسانیهای نتبلاکس، هشتادمین روز اختلال و قطع گسترده اینترنت در ایران است. از آغاز این وضعیت در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز، نزدیک به ۱۹۰۰ ساعت گذشته و نمودارهای منتشرشده نشان میدهد سطح دسترسی به اینترنت جهانی همچنان از حدود دو درصد فراتر نرفته است.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که همزمان با فرا رسیدن روز جهانی ارتباطات، وزارت ارتباطات مراسمی دو روزه برای بزرگداشت این مناسبت برگزار کرده است؛ روزی که هدف آن یادآوری نقش ارتباطات در توسعه، رفاه، آموزش، تجارت و تابآوری جوامع است. شعار امسال این روز در جهان «تابآوری شریانهای حیاتی دیجیتال» است؛ تعبیری که شبکههای ارتباطی را به رگهای حیاتی یک بدن زنده تشبیه میکند و محتوای جاری در آن را همچون خون در این رگها میداند. خون را نمیتوان سهمیهبندی کرد و شریانها را نمیتوان برای مدت طولانی از قلب جدا نگه داشت. همین جاست که تناقض آشکار میشود: در زمانی که جهان از تابآوری در دنیای متصل سخن میگوید، بسیاری از ایرانیان همچنان با تجربه زیستهای از اینترنتی ناپایدار، محدود و تبعیضآمیز روزگار میگذرانند.
در داستان ژول ورن، قهرمان با تکیه بر شبکههای حملونقل جهانی فاصلهها را کوتاه میکند و به ناشناختههای جهان سر میزند؛ اما در ایران امروز، بسیاری از افراد — از صاحبان کسبوکار و فریلنسرها گرفته تا استادان دانشگاه، دانشجویان، خبرنگاران، فروشندگان آنلاین و حتی خانوادههای عادی — برای برقراری سادهترین ارتباط با جهان با دشواری روبهرو هستند. اینجا فاصلهها دوباره قدرت گرفتهاند و جهان، هر روز اندکی دورتر از دسترس ما قرار میگیرد.








