بسته‌بندی پایدار در صنعت غذای ایران؛ هزینه‌ای سنگین یا فرصتی برای تحول

بسته‌بندی پایدار در صنعت غذای ایران؛ هزینه‌ای سنگین یا فرصتی برای تحول

به گزارش مدیاتی:در شرایطی که توجه به محیط‌زیست و کاهش مصرف پلاستیک در جهان رو به افزایش است، صنعت غذا نیز بیش از گذشته به سمت استفاده از بسته‌بندی‌های پایدار حرکت می‌کند. در ایران اما گذار به این مدل بسته‌بندی با چالش‌هایی مانند افزایش هزینه تولید، محدودیت مواد اولیه و زیرساخت‌های بازیافت همراه است؛ چالش‌هایی که در کنار خود می‌توانند فرصت‌هایی برای نوآوری، کاهش ضایعات و افزایش رقابت‌پذیری تولیدکنندگان ایجاد کنند.

بسته‌بندی پایدار؛ هزینه‌ای سنگین یا فرصتی تازه برای صنعت غذای ایران

همزمان با تشدید قوانین جهانی برای کاهش مصرف پلاستیک و حرکت کشورها به سمت اقتصاد چرخشی، صنعت غذای ایران با یک دوراهی مهم مواجه شده است؛ از یک سو، حرکت به سمت بسته‌بندی‌های پایدار و انطباق با استانداردهای زیست‌محیطی برای حفظ بازارهای صادراتی ضروری است و از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های تولید، محدودیت‌های فناوری و مشکلات تامین مواد اولیه، اجرای این تغییرات را برای بسیاری از تولیدکنندگان دشوار کرده است.

امروز بسته‌بندی دیگر صرفاً پوششی برای محافظت از محصول نیست. نوع مواد اولیه، قابلیت بازیافت، امکان استفاده مجدد و میزان اثرگذاری آن بر محیط‌زیست، به عواملی تعیین‌کننده در پذیرش محصولات در بازارهای جهانی تبدیل شده‌اند. به همین دلیل، گذار به بسته‌بندی پایدار را نمی‌توان تنها یک انتخاب زیست‌محیطی دانست؛ این تغییر به‌تدریج به بخشی از الزامات رقابت اقتصادی و حضور در بازارهای صادراتی تبدیل می‌شود.

بسته‌بندی در نقطه تلاقی اقتصاد و محیط‌زیست

در یک دهه گذشته، بسته‌بندی از موضوعی صرفاً فنی در زنجیره تولید به یکی از عوامل مهم رقابت‌پذیری صنایع غذایی تبدیل شده است. روند جهانی حرکت به سمت «بسته‌بندی پایدار» در حال تغییر استانداردهای تولید، توزیع و صادرات است و در بسیاری از بازارها، ویژگی‌های زیست‌محیطی بسته‌بندی تقریباً هم‌سطح کیفیت محصول مورد توجه قرار می‌گیرد.

بر اساس آمارهای مطرح‌شده، سالانه حدود ۸ میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوس‌ها می‌شود که نزدیک به ۳۱ درصد آن به بسته‌بندی مواد غذایی و نوشیدنی مربوط است. در ایران نیز سالانه حدود ۴ میلیون تن پسماند پلاستیکی تولید می‌شود، در حالی که سهم بازیافت آن کمتر از ۱۰ درصد برآورد شده است.

در چنین شرایطی، کاهش مصرف پلاستیک و توسعه بسته‌بندی‌های قابل بازیافت، استفاده مجدد یا زیست‌تخریب‌پذیر دیگر صرفاً یک ابزار تبلیغاتی برای برندها نیست و به یکی از مطالبات مهم مصرف‌کنندگان و بازارهای جهانی تبدیل شده است.

قوانین سخت‌گیرانه‌تر؛ صادرات ایران در برابر یک آزمون جدید

فشارهای مقرراتی در بازارهای جهانی نیز این روند را سرعت بخشیده‌اند. اتحادیه اروپا با اجرای مقررات جدید مربوط به بسته‌بندی و پسماند بسته‌بندی یا PPWR، مسیر صنایع مختلف برای بازطراحی بسته‌بندی، افزایش قابلیت بازیافت، استفاده مجدد و کاهش ردپای کربن را جدی‌تر کرده است.

در کنار اروپا، سیاست‌های مالیاتی مرتبط با پلاستیک و استانداردهای زیست‌محیطی سخت‌گیرانه‌تر در برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز می‌توانند بر صادرکنندگان ایرانی اثر بگذارند؛ موضوعی که برای صنعت غذای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بخشی از صادرات این صنعت به بازارهای منطقه وابسته است.

در بسیاری از بازارهای هدف، معیارهای محیط‌زیستی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی یا ESG نیز به یکی از فاکتورهای مهم پذیرش محصولات تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، حتی محصولی با کیفیت بالا، در صورت ناتوانی در برآورده‌کردن الزامات زیست‌محیطی ممکن است با محدودیت در ورود یا رقابت در بازار مقصد مواجه شود.

تجربه برندهای بزرگ جهانی؛ پایداری به‌عنوان بخشی از مدل کسب‌وکار

شرکت‌های بزرگ صنایع غذایی نیز خود را با این تغییرات تطبیق داده‌اند. برای نمونه، نستله سال گذشته در پاناما از نوعی بسته‌بندی زیست‌تخریب‌پذیر مبتنی بر پلی‌هیدروکسی‌آلکانوئات (PHA) رونمایی کرد که از آب پنیر، یکی از محصولات جانبی فرایند تولید، ساخته شده است و در کمتر از یک سال در محیط تجزیه می‌شود.

تجربه برندهای بزرگ جهانی؛ پایداری به‌عنوان بخشی از مدل کسب‌وکار

نستله طی سال‌های اخیر بسته‌بندی پایدار را به یکی از محورهای اصلی برنامه‌های زیست‌محیطی خود تبدیل کرده است. این شرکت از سال ۲۰۱۸ بازطراحی بسته‌بندی محصولاتش را با هدف افزایش قابلیت بازیافت و استفاده مجدد دنبال می‌کند و بیش از ۱.۵ میلیارد فرانک سوئیس برای تامین مواد بازیافتی مناسب برای استفاده در بسته‌بندی مواد غذایی اختصاص داده است.

طبق گزارش‌های منتشرشده، نزدیک به ۹۰ درصد بسته‌بندی‌های نستله با معیارهای مربوط به بازیافت‌پذیری، استفاده مجدد یا کمپوست‌پذیری مطابقت دارند. این شرکت همچنین فهرستی از موادی را که قصد دارد به‌تدریج از چرخه بسته‌بندی خود حذف کند، منتشر کرده و در محصولاتی مانند نسکافه و نسپرسو، راهکارهایی مانند سامانه‌های بازپرکردنی و استفاده از آلومینیوم بازیافتی را توسعه داده است.

تجربه نستله نشان می‌دهد که در بازار جهانی، بسته‌بندی پایدار دیگر یک پروژه جانبی یا کمپین کوتاه‌مدت نیست و می‌تواند به بخشی از استراتژی بلندمدت یک شرکت غذایی تبدیل شود.

صنعت ایران با چه موانعی روبه‌رو است؟

با وجود اهمیت روزافزون این روند، حرکت صنعت غذای ایران به سمت بسته‌بندی پایدار با موانع متعددی روبه‌رو است.

افزایش هزینه تولید نخستین چالش جدی محسوب می‌شود. مواد اولیه مورد استفاده در بسته‌بندی‌های پایدار در بسیاری از موارد هزینه بیشتری دارند و نبود تولید در مقیاس صنعتی در داخل کشور نیز می‌تواند هزینه تامین آن‌ها را افزایش دهد.

چالش دوم، محدودیت‌های فناوری و زیرساختی است. صنعت بسته‌بندی ایران در حوزه بازیافت پیشرفته هنوز با کمبود ظرفیت و فناوری مواجه است. از سوی دیگر، نوسازی خطوط تولید و دسترسی به ماشین‌آلات جدید، تحت تاثیر تحریم‌ها و نوسانات نرخ ارز، دشوار و پرهزینه شده است.

مسئله سوم به مدیریت پسماند مربوط می‌شود. حتی اگر یک تولیدکننده از بسته‌بندی کاملاً قابل بازیافت استفاده کند، نبود سیستم کارآمد جمع‌آوری و تفکیک پسماند می‌تواند بخش مهمی از مزیت زیست‌محیطی آن را از بین ببرد. نرخ پایین تفکیک از مبدا و نبود یک راهبرد جامع برای توسعه اقتصاد چرخشی، از جمله موانعی هستند که باید در سطح کلان مورد توجه قرار گیرند.

این چالش‌ها برای بنگاه‌های کوچک و متوسط جدی‌تر است؛ زیرا این شرکت‌ها معمولاً منابع مالی محدودی برای نوسازی خطوط تولید و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید دارند.

آیا بسته‌بندی پایدار می‌تواند به فرصت تبدیل شود؟

با وجود تمام این موانع، گذار به بسته‌بندی پایدار الزاماً به معنای افزایش دائمی هزینه‌ها نیست و می‌تواند فرصت‌هایی تازه برای صنعت غذای ایران ایجاد کند.

تجربه برندهای بزرگ جهانی نشان می‌دهد که انطباق زودتر با استانداردهای جدید می‌تواند به حفظ یا حتی توسعه بازارهای صادراتی با ارزش افزوده بالاتر کمک کند. همزمان، افزایش آگاهی زیست‌محیطی مصرف‌کنندگان نیز زمینه را برای پذیرش محصولات و برندهایی که رویکرد پایدارتری دارند، فراهم کرده است.

از سوی دیگر، بازطراحی بسته‌بندی می‌تواند در بلندمدت هزینه‌های تولید و توزیع را کاهش دهد. کاهش حجم و وزن مواد مورد استفاده، بهینه‌سازی ابعاد بسته‌بندی و استفاده هوشمندانه‌تر از مواد اولیه می‌تواند هزینه‌های تامین، انبارداری و حمل‌ونقل را پایین بیاورد.

حرکت به سمت بسته‌بندی پایدار همچنین می‌تواند محرکی برای توسعه صنعت بازیافت و شکل‌گیری زنجیره‌های جدید در اقتصاد سبز ایران باشد. توسعه این حوزه می‌تواند علاوه بر کاهش پسماند، زمینه ایجاد کسب‌وکارهای جدید، اشتغال‌زایی و جذب سرمایه‌گذاری را فراهم کند.

تغییر اجتناب‌ناپذیر است؛ مسئله، سرعت انطباق است

صنعت غذای ایران در برابر تغییری قرار گرفته که به‌نظر می‌رسد نمی‌توان آن را برای مدت طولانی به تعویق انداخت. افزایش مقررات زیست‌محیطی در بازارهای جهانی، تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و اهمیت روزافزون معیارهای ESG، بسته‌بندی را از یک موضوع حاشیه‌ای به یکی از عناصر اصلی رقابت در بازار تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر این نیست که صنعت غذای ایران باید به سمت بسته‌بندی پایدار حرکت کند یا خیر؛ بلکه پرسش مهم‌تر، چگونگی تامین مالی، توسعه فناوری، ایجاد زیرساخت بازیافت و سرعت انطباق تولیدکنندگان با استانداردهای جدید است.

تجربه بازارهای جهانی نشان می‌دهد تعلل در این مسیر می‌تواند در آینده هزینه بیشتری به صنعت تحمیل کند؛ در مقابل، سرمایه‌گذاری هدفمند در فناوری، طراحی و زیرساخت‌های بازیافت می‌تواند این فشار مقرراتی را به فرصتی برای افزایش بهره‌وری، تقویت صادرات و توسعه اقتصاد سبز در ایران تبدیل کند.

آیا این مطلب را دوست داشتید؟

دیدگاهتان را بنویسید